اهمیت وقت و زمان
شاگردان چون پروانه به گرد شمع وجود استاد اخلاق که عارفی ربانی ، وارسته ، تیزبین و عاقبت اندیش
بود حلقه زده بودند ، و از گفتار دلنشین او بهره مند می شدند ، روزی استاد با بیانات عمیق خود آن چنان
شاگردان را تحت تأ ثیر قرار داد ، که آه و افسوس آن ها بلند شد و حقیقتا منقلب شدند ، آن بیانات پیرامون
(( اسراف در وقت )) بود ، او می گفت : اگر جیب جوانی پر از سکه های طلا با شد و از خانه بیرون
بیاید ، ولی از سوراخی که در جیبش بوده ، همهَ آن سکه های گرانبها ، درحاشیهَ کوچه ها و خیابان ها
بریزد و تمام شود ، خیلی مهم نیست ، ولی اگر گوهر عمرش بیهوده در حاشیه راه ها و خیابان ها تلف گردد، چنین فردی واقعا زیان کرده است ، خداوند فردای قیامت یقه اش را می گیرد و به او می فرماید : تو
که شصت سال عمر کرده ای ، پانزده سالش هیچ ، چهل و پنج سال باقی مانده را اگر ضرب در 360 روز
( که مدت یک سال است ) کنیم 16200 روز می شود ، و همین رقم را ضرب در 24 ساعت ( که مدت
شبانه روز است ) کنیم 800 / 388 ساعت می گردد ، اکنون بگو آن همه ساعت را در چه راهی مصرف
نمودی ؟ ! آیا در شب نشینی های بیهوده ؟ یا کنار ورق قمار ؟ یا در مجالس لهو و غیبت و بد گویی و یا ...
و یا در کنار صندوقچه جادویی تلویزیون ، مکرر فیلم های مختلف را دیدی ، باز دیدی حتی نماز خود را
ناقص در آخر وقت خواندی ، تا فیلم را کامل ببینی آنقدر مجذوب این جعبـۀ جادویی شدی که شبها نا گاه به
ساعت نگاه کردی دیدی نزدیک نیمه شب است . ای اسراف گر ، چرا وقت عزیز و گران بهای خود را این
چنین بیهوده به پای امور بیهود نثار کردی ، و در برابر چنین سرمایۀ بی نظیر ، چیزی به دست نیاوردی ...
در جواب چه می گویی ؟
برچسب:
نویسنده: دانلودی