خرید بک لینک

دعای حضرت يوسف در چاه

هنگامي كه برادران يوسف (ع) او را در چاه افكندند، يوسف تنها و غريب در ته چاه تاريك روي سنگ كنارديوار قرار گرفت وبه دعا و مناجات پرداخت، ولي نتيجه نگرفت. تا اين كه جبرئيل نزد يوسف آمد وگفت: (اي كودك! اينجا چه مي كني ؟)

يوسف برادرانم مرا در چاه افكنده اند.

جبرئيل: (دوست داري از زندان نجات يابي؟)

يوسف: با خدا است، اگر او بخواهد مرا بيرون آورد.

جبرئيل: اگر دوست داري از چاه خارج شوي اين دعا را بخوان:

خدايا من از تو تقاضا مي كنم كه حمد و ستايش براي تو است، معبودي جز تو نيست، تو يي كه بر بندگان نعمت مي بخشي، آفرييننده آسمان ها و زميني، صاحب جلا ل واكرامي، تقاضا مي كنم كه بر محمّد و آلش درود بفرستي وگشايش و نجاتي از آنچه در آن هستم براي من قرار دهي.)

او اين دعا را خواند و نجات يافت.

برچسب: نویسنده: دانلودی تاريخ: جمعه 18 دی 1394 ساعت: 2:18

صفحه بندی