خرید بک لینک

ظرف من ترک خورد...
و شایدم سینه ام رو باز کردم،برای کسی که مثل برادرم میماند...

گرچه شاید سینه ام سرانجام باز میشود:
"الم نشرح لک صدرک"

و
حالِ من بیتو...
افتاده ترین خورشید،زیر سم اسب شب...
دلداده تر از فرهاد،شوریده تر از مجنون...
حسرت به دلی،در باد...
پیدا شو نفس مرده،میترسه ازت غصه...
بی وقفه ترین عاشق،ماندم که تو پیدا شی...
(لینک دانلود ترانه)

و کسی که مثل برادرم میماند به من گفت از من...

خانه ای خاک خورده با نسیم وجود تو...
در بستر کویر...
با عکسهایی از خاطرات تو...
دری باز...



و
من
در انتظار
حسرت بازگشت تو...

و تو...
خانه های دیگر...
و عکس های دیگر...
شاید با یک تی اس سردرگم...
و شاید هم دیگری ها...

او راست میگف...

که باید در خانه را از در انتظار بودن تو ببندم...



برای همیشه...
عکس خاطراتمان را در انباری بگذارم...
و خانه را از خاک وجود تو جارو کنم...
شاید تو فقط چند عکس از خاطراتم بودی...
به همراه چند خیانت...
خیانت های تو...
به خودت...
خیانت هایی که مرا هم حتی زجر میداد...
آری باید خانه تکانی کنم...

ولی شاید هنوز منتظر باشم...
حتی با یک در بسته...

درو
باز کن بیا...
ببین من چه شکلیم،بدون تو... (هه... اولین بار که این آهنگو پشت تلفن تو اتاقت گذاشته بودی...)

و اینهم شاید آخرین عکس یادگاری،ازین حال من بیتو...

-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------

و بسیار بود از
تو
بر روی کاغذ...
و شاید در ذهن...

و افسوس که مجال نوشتن در اینجا نبود...

پس به جای همه ی آنها تنها سه نقطه میگذارم...
سه نقطه ای پر از درد...
و سه نقطه ای پراز سه نقطه های دیگر...
...



برچسب: نویسنده: دانلودی تاريخ: دوشنبه 19 تير 1391 ساعت: 3:13

صفحه بندی